تبليغاتX

جملات عاشقانه خاطرات یک دانشجوی ایرانی

سخن نو

سلامی دوباره به همه شما دوستان

راستش این مدت که دیر به دیر آپ میکنم، حسابی سرم شلوغ شده

 

راستش از پارسال ابان ماه تا امسال آبان ماه که وبلاگو راه انداختم ، وقایع رنگارنگ و تلخ و شیرین زیادی

 

برام اتفاق افتاده که تقریبا گلچینی از اونها رو براتون تعریف کردم. خوب و بدش رو خودتون میدونید

 

راستش این ترم رو حسابی واحدهای سنگین برداشتم، به عبارتی تمام واحدهایی که میترسیدم رو با هم برداشتم

 

جالب اینکه برای ارشد هم عزمم رو جزم کردم که توکل به خدا حتما قبول بشم

 

بگذریم

 

چند روز پیش یه فیلمی به اسم روز هشتم در باره امام رضا ( ع ) نشون میداد

 

زیرنویس فیلم یه سایت گذاشته بودن که هرکس ایده ای برای  ساخت فیلم یا مجموعه تلویزیونی داره به سایت

 

سیما فیلم مراجعه کنه، خلاصه منم بدم نیومد که یه چندتا از نوشته هام رو به عنوان ایده بدم ، شاید از روش

 

فیلمی چیزی ساخته بشه، اما هر چی سعی کردم که عضو سایت سیما فیلم بشم نشد که نشد، آدرس سایت

 

این بود: www.simafilmideh.ir   ، من که نتونستم عضو بشم اگه کسی تونست راهش رو بهم بگه لطفا

 

بگذریم

 

راستش اینروزا خیلی دلم گرفته، شدم مثل پرنده ای که توی قفس زندونی کرده باشنش

 

نمیدونم شاید خستگی بیش از حد درسها باشه، شاید خستگی کاری باشه، اما هر چی که هست حسابی

 

دلم گرفته، دوست دارم بشم عین پرنده هایی که میرن به اوج آسمون

 

اینو گفتم که بشه مقدمه پست قـبلم

 

بعضیا فکر میکنن من این جمله رو به تاثیر از فیلم دلنوازان نوشتم، راستش باید بگم من اصلا این فیلم رو

 

نگاه نمیکنم، چون وقتش رو ندارم. البته من تا اون موقع اینجوری فکر میکردم، اما الان که فکر میکنم

 

میبینم اگه واقعا دو نفر همدیگرو دوست داشته باشن که با هم دعوا نمیگیرن ، اصلا دعوا با دوست داشتن

 

در تضاد هستش.  شاید بهتر بود اینطور مینوشتم که: آندویی که در کشمکش زندگی بیشتر برای هم گذشت

 

به خرج میدهند بیشتر یکدیگر را دوست دارند، هر وقت این از خود گذشتنها تمام شود دوست داشتنها تمام

 

میشود، و این یعنی ابتدای نزاع و کشمکش اما اینبار بدون گذشت

 

به امید موفقیت همه شما عزیزان

 

تا بعد

 یا عی

 

!! نوشته شده توسط آرش | 19:43 | دوشنبه هجدهم آبان 1388 •

کلام دل

آن دویی که بیشتر دعوا می کنند، بیشتر یکدیگر را دوست دارند

 

چرا که بیشتر برای هم اهمیت دارند و مراقب هم هستند، اگر این دعواها برای همیشه

 

تمام شود،یعنی مراقبت ها تمام شده است

!! نوشته شده توسط آرش | 21:50 | یکشنبه دهم آبان 1388 •

حکایت دل

بسم الله الرحم الرحیم

 

سلام به همه شما

 

قبل از هر چیز از همه شما دوستان عزیز بابت غیبت طولانیم عذر خواهی می کنم

 و در ضمن فرا رسید ماه مبارک رمضان رو به همه شما تبریک عرض می کنم

راستش رو بخواین نمیدونم از کجا شروع کنم

 

راستش، یکی از دوستای خیلی سر شناسم مدتها بود که بهم میگفت ، آرش ، هر طوری هست سعی کن بری کارآموزی وکالت

 

طرف الان عین منه ، یعنی سربازی نرفته ، سال آخری، تازه نامزد هم داره ( نامزدش هم کلاسیمونه )

 

خلاصه، یه هفته قبل از عید، دایی مادرم رو دیدم و بهم گفت یه جای خوب توی دادگاه برات جور میکنم بری کار آموزی

 

دایی محترم خودش منشی دادگاه بود

 

خلاصه بعد از عید رفتم و کلی چیز یاد گرفتم

 

بعد از چند هفته اومدم بیرون و به هر کس که ناباورانه علت اینکار رو ازم میپرسیدن یه چیز میگفتم

 

تا اینکه ، متاسفانه دایی مادرم تابستون امسال توی تصادف فوت شد ( روحش شاد )

 

توی مراسم سومین روز درگذشت ایشون پسرخالم که توی پست زمستون در بارش گفتم و موفق شد

 

برای ارشد رتبه 92 کشوری رو بیاره ،علت کناره گیریم از کارآموزی دادگاه رو پرسید

 

بهش گفتم : راستش دیگه برام سخته که برم توی محل کار دایی و جای خالیش رو ببینم

 

گفت: میدونم که سخته، اما تو چند وقت قبل از فوت ایشون کناره گرفتی

 

علتش چیه؟

 

گفتم راستش رو بخوای، من توی این چند هفته تونستم با موارد زیادی از پرونده های مختلف آشنا بشم

 

و چیزی که از همه بیشتر برام خودنمایی میکرد، مبالغ قابل توجهی بود که از وکالت نصیب وکیل محترم  میشد.

 

من ترسیدم که خدای نکرده بخاطر طمع پول، به لیسانس اکتفا کنم و درس رو نصف کاره رها کنم

 

پول همیشه هست، اما فوق لیسانس یه چیزدیگس

 

در ضمن من با چندتا از دادستان ها و قضات محترم که از اساتیدمون هستند تقریبا رابطم خوبه

 

هر وقت میرم پیششون ، به معنای واقعی حس میکنم دارم از نزدیک با یکی از شاگردان مولا علی ( ع )

 

ملاقات میکنم و خلاصه اینکه بیشتر از وکالت به شغل شریف قضاوت علاقه مند شدم

 

و فکر نمیکنم هیچ چیز بتونه توی عشق و علاقه من به این شغل شریف خدشه ای وارد کنه ، پول که جزء موارد کاملا بی ارزش هستش

 

من یه زمانی فکر میکردم زندگی یعنی پول، اما الان فهمیدم ارزش انسانیت خیلی بیشتر از پول هستش

 

پس بخاطر شکر گذاری این فهمی که بهم القا شده نباید فرصت رو از دست بدم و بخاطر موارد پوچ و بی

 ارزش از اهداف مهم در رزندگی چشم پوشی کنم

 

پسر خالم گفت: آرش واقعا احسن

 

من هم موارد زیادی رو دیدم که طمع به پول و یا ارضاء قرایض مختلفشون ، چشمشون رو از دیدن حقایق انسانیت و خوشبختی واقعی نابینا کرده

امیدوارم با صبر و تلاش بی وقفت به اهداف مهمت در زندگی برسی

 

ان الله مع الصابرین

 

 

 

 

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط آرش | 19:12 | شنبه سی و یکم مرداد 1388 •

غیبت موجه

سلام

ببخشید که بی خبر گذاشتمتون

راستش الان هم وقتی نداشتم

اما گفتم بد نیست یه سری بهتون بزنم

راستش این مدت خیلی اتفاقات تلخ و شیرین برام افتاده

خیلی تجربه های زیادی بهم اظافه شد

اما الان اصلا نمیتونم توضیح بدم

چون ۱۶ خرداد  امتحان دارم و باید به شدت بخونم

انشاءلله بعد از امتحانات میخوام اينترنت پر سرعت بگيرم

پس تا اون موقع التماس دعا

و

يا علي مدد

!! نوشته شده توسط آرش | 17:27 | دوشنبه یازدهم خرداد 1388 •

سال نو مبارک

سلام به همه

 

 

قبل از هر چیز سال نو رو به تمام ایرانیان عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال خوب و پر برکتی رو پشت سر بگذارید

 

امیدوارم من رو بخاطر این غیبت طولانیم ببخشید

 

واقعا وقتم کم شده

 

از طرفی adsl   هم مدتی هستش که قطعه

 

راستش از آخرین بار که آپ کردم  تا حالا خیلی اتفاقای رنگارنگ برام افتاده که

 

نمیدونم کدومش رو بگم

 

اما فکر کنم بهتره به طور خلاصه از همون 22 بهمن تا حالا رو براتون بگم

 

البته سعی میکنم خلاصش کنم

 

قابل توجه اونی که خودش میدونه خیلی کم طاقت تشریف داره

 

روز 22 بهمن یعنی دقیقا  روزی که فرداش ثبت نام  دانشگاه ما شروع شد یا به عبارتی

 

شب 23 بهمن adsl  بنده رفت پیک نیک

 

حالا اینجاش جالبه که روز 23 بهمن  ساعت 12 ظهر ، فکرش رو کنید

 

ساعت 12 ظهر دوستان هم کلاسی زنگ زدن و گفتن امروز یعنی 23 آخرین

 

مهلت ثبت نام هشتاد و پنجیهاست و اگه تازه اونم اگه شانس بیاری فردا رو هم برای

 

اونایی که  از ثبت نام جا موندن فرجه بزارن

 

خلاصه

 

حالا مگه کافی نت خلوت گیر میومد

 

بعد از 3-2 ساعت گشتن بالاخره به فکرم رسید که برم کافی نت کنار دانشگاه

 

آخه طرف از دوستان هستش

 

خلاصه ، به طرف زنگ زدم و با هر بد بختی که بود از 80 کیلومتر اونطرف تر

 

راضیش کردم بخاطر من بیاد مغازه

 

گفت چرا با کارت اینترنت ثبت نام نمیکنی؟؟؟

 

گفتم: آخه سرعت کارت چیزی نیست جز ، ضد حال

 

خلاصه ثبت نام رو با هر مکافاتی بود انجام دادم

 

ه هه ههههه هههههههه

 

فرداش رفتم که فیش بانکی رو به امور مالی تحویل بدم ، حدس میزنید چی شنیدم؟

 

جناب معاون مالی در گوشی تلفن حالا به کی نمیدونم اما به یکی از مسئولین رشته های

 

دانشگاه فرمودند: ثبت نام به مدت 20 روز برای کلیه رشته ها تمدید می شود

 

راستش یه خرده که چه عرض کنم خودتونو بزارین جام تا بدونید چه مقدار احساس

 

سر کار بودن بهتون دست میده

 

اما خوبیش به این شد که جزء اولین ثبت نام کننده ها بودم و خیلی از دوستام با

 

یه سری مشکلات بخاطر دیر کرد در ثبت نام مواجه شدن

 

خلاصه

 

ثبت نام شدم

 

اوایل اسفند آخرین نمراتم رو دریافت کردم

 

بر خلاف همیشه که معدلم از 16 بالا نمیرفت

 

این دفعه رفت

 

بگذریم

 

این ترم 18 واحد همچین هی ، بگی نگی کمر شکن برداشتم

 

اونایی که حقوق پیام نور میخونن میدونن چی میگم

 

مثلا: کار تحقیقی یک ، جرم شناسی ، حقوق بین الملل خصوصی 2 و تجارت 2 و ...

 

شب اول عید خیر سرم با خودم عهد کردم که تا 13 حتما اگه دوتا نشه یک کتاب رو دیگه تموم کردم

 

اما الان میبینم که بازم مثل همیشه ...

 

آخه مگه میشه تو نوروز درس خوند

 

بگذریم

 

سر جلسه دوم از ترم جدید در یکی از دروس مهم بودم که خداییش استادش تو استانمون نمره اول رو داره

 

هم حسابی با سواد و هم شوخ طبع و دیگه اینکه یه خرده بیشتر از خیلی خوشتیپ تشریف دارن

 

از قضا ، اینجانب آرش سعی را بر آن داشتم که رابطه ای مسالمت آمیز با این استاد گرانقدر بر قرار نمایم

 

البته نه اینکه فکر کنید منظورم برای نمره گرفتن باشه ، نه

 

چون پیام نور نه نمره دست استاده و نه سوال

 

ما برای هر امتحان یه کنکور سراسری میدیم

 

جالب اینجاست که ایشون مجری یکی از برنامه های حقوقی صدا و سیما هم هستند که البته برنامه پر طرفداری هم هستش

 

خلاصه سعی کردم به هر طریقی که بود باهاش رابطه صمیمی برقرار کنم تا بلکه یه خرده توی مسیر آینده که حالا میخواد امتحان ارشد باشه

 

و یا وکالت و امثالهم ازش مشاوره بگیرم، آخه خیلی با سواد هستش

 

شکر خدا بالاخره بعد از 3 ترم موفق شدم باهاش رابطه ام رو خوب کنم

 

نمیدونم چرا اینطوریه! سر کلاس ما انگار همه سکان رو واگذار میکنن به من

 

فقط من از اساتید سوال میکنم

 

اساتید بیشتر با من طرف صحبت رو میگیرن

 

البته لازم میدونم بگم که من از روز اول که وارد دانشگاه شدم سعی کردم روابط عمومیم رو قوی کنم و از انزوا دوری کنم

 

اصلا دوست ندارم از اونایی باشم که فقط  یه گوشه میشینن و بقیه رو نگاه میکنن

 

بگذریم

 

سر کلاس این استادمون یه بحثی پش اومد که مربوط به صدا و سیما میشد

 

استادمون گفت: آرش ، تو تا حالا شده که بخوای در صدا و سیما فعالیت کنی

 

منم بلافاصله و با حالتی شوخ طبعانه گفتم: اگه نویسندگی باشه بله

 

گفت: پس چرا تا حالا اقدامی نکردی

 

گفتم: آخه من که بند پ ( پول و پارتی ) ندارم تا به صدا و سیما برم

 

اما نویسندگیم میگن بد نیست

 

گفت: بسیار خوب، هفته آینده نمونه نوشته هات رو بیار من ببرم صدا و سیما ببینم میپسندن

 

گفتم باشه و برگشتیم سر بحث درس

 

راستش ته دلم راضی نبود که در صدا و سیما به عنوان نویسنده مشغول شم ( احتمالا نویسنده داستانهای رادیویی )

 

آخه اعلاوه بر اینکه درسهام حسابی سرم رو شلوغ کرده

 

قراره بعد از عید برم پیش دایی یکی از دوستام کاراموزی قضایی

 

فکر نمیکنم دیگه وقتی برای نوشتن داستانهای تخیلی باقی بمونه

 

خلاصه

 

من هفته بعد رفتم پیش استاد و ازش معذرت خواهی کردم و گفتم برام سخته و نمیتونم

 

البته اونم چیزی نگفت و گفت اشکالی نداره

 

اما انصافا آدم با سواد و خوش رفتاری هستش

 

راستش الان که دارم خاطراتم رو مینویسم از صدتا یکی مینویسم تا خلاصش کنم ، امیدوارم باز هم بدتون نیاد

 

5 روز قبل از شروع هفته وحدت بود که رفتم به جلسه امور فرهنگی

 

راستش این بار چیز زیادی از من نخواستن

 

و تقریبا جز حضور در مراسم جشن هفته وحدت کاری نداشتم

 

شاید باورتون نشه

 

تقریبا حدود چند صد نفر از دانشجوها و تقریبا تمام اساتیدمون که باهاشون رفیقم برای جشن هفته وحدت دعوت کردم

 

میدونید چی شد؟

 

دقیقا روز قبل از جشن یکی از دوستان خیلی خیلی صمیمیم از خراسان شمالی اومد پیشم و شب رو تا دیر وقت بیدار موندیم و با هم صحبت میکردیم

 

آخه 5 سال هم رو ندیده بودیم

 

نتیجه آنکه : بلــــــــــــــــــــــــــــه

 

خواب موندم

 

البته وقتی که چند روز بعد دوستان رو دیدم نه اونها و نه من به روی خودمون نیاوردیم

 

و دیگه اینکه من و تقریبا 20 نفر دیگه از همکلاسیهام روز 28 رفتیم سر کلاس

 

فکر میکنید چی شد؟

 

استاد اومد و تا آخر ساعت درس داد و رفت

 

خیلی جالبه نه؟!

 

راستش من از اونهایی هستم که دوست دارم تعطیلات کم باشه و بیشتر دانشگاه باز باشه

 

چون واقعا محیط متنوعی هستش

 

محیطیه که نه توی جنگل ، نه لب دریا و نه هیچ جای دیگه نمیتونی اون تنوع و لذت رو پیدا کنی

 

یکی از بچه های فامیل که دبیرستانی بود چند روز پیش بهم گفت: آرش

 

به نظرت دوستان دانشگاهی چه اهمیتی دارن؟

 

خیلی برام جالب بود

 

گفتم : توی پیام نور تقریبا همه افراد برای لیسانس میخونن

 

حالا تو حساب کن فرضا 50 تا دوست خوب توی دانشگاه پیدا کنی

 

این 50 تا انسان = 50 تا مهندس و کارشناس

 

البته این بعد علمیه قضیه هستش

 

حالا به لحاظ اجتماعی اگه بخواهی حساب کنی میبینی که تو در آینده در 50 مکان مختلف دوستانی داری که همشون مهندس  و یا کارشناس هستند

 

و این اولا جای بسی افتخاره و ثانیا ممکنه گره از مشکلاتت با کنن

 

خلاصه طرف قانع شد

 

البته این نظر منه و ممکنه کامل نباشه

 

راستی تا حالا شده در باره ارزش عیدی فکر کنید

 

اصلا بهترین عیدی که تا حالا گرفتین چی بوده و از کی بوده؟

 

میدونم

 

خیلیهاتون میگین مثلا: 5000 تومان از پدر و یا مادر و یا یکی از عزیزان

 

اما آیا تا حالا شده به عیدی به عنوان یک ارزش معنوی نگاه کنید

 

یادتون هست اون قدیما وقتی میرفتیم خونه مثلا یکی از عزیزانمون و وقتی بهمون یک اسکناس ده ریالی نو و یا چیزایی از قبیل تخم مرغ رنگ شده

 

و یا به رسم قدیم در محل های شمال گردو و چیز های دیگه میدادن ، چقدر خوشحال میشدیم و یا میشدن ( پدران و مادران ما )

 

نمیدونم ، واقعا چرا و چگونه یک سریع رسوم وارد فرهنگ اصیل ما ایرانیها شده که انقدر زندگیها رو دگرگون کرده

 

البته میشه مثائلی مثل مهریه رو هم مثال زد

 

من که نمیوتنم متوجه بشم چرا مهریه رو انقدر سنگین کردن

 

آخه مگه عشق و علاقه رو میشه قیمت گذاری کرد

 

اگه دو نفر واقعا عاشق هم باشن لزومی نداره که مهریه انقدر سنگین باشه

 

البته وجود مهریه الزامی هستش اما مقدارش معمولا باید چیزی باشه که داماد بتونه اون رو بده نه اینکه شرمنده بشه

 

منظور من از این مثال اینه

 

مگه قدیمها که به نوه هاشون 10 ریالی یا 20 ریالی یا گردو و چیزهای دیگه میدادن نوه هاشون رو دوست نداشتن

 

چرا اتفاقا

 

منتها اونها به این باور رسیده بودند که عیدی دادن نشانه دوست داشتنه

 

نه اینکه وسیله ای برای چشم و هم چشمی

 

متاسفانه الان اگر کسی مثلا کمتر از فلام مقدار به فلانی عیدی بده این رو ممکنه نشانه بی مهری تلقی کنند

 

در صورتی که اینطور نیست

 

اصلا من با بقیه کار ندارم

 

خودم رو میگم

 

یادم میاد بچه که بودم هیچی رو با تخم مرغ رنگ شده عوض نمیکردم و این بهترین عیدی بود که قبول میکردم

 

الان نمیدونم چی شده که هر جا میخوان به رسم احترام عیدی بدن ، دست میکنن تو جیبشون و نصفش رو تقسیم میکنن بین بچه های فرزندان مهمون

 

بابا

عیدی یعنی احترام

 

یعنی دوست داشتن

 

یعنی به یاد کسی بودن

 

یعنی هدیه نوروزی به مناسبت سال نو

 

یعنی نشانه ای از بهار را دادن به کسی

 

یعنی آماده کردن بسته های سبز و تزیین اونها و دادنشون به عزیزانمون به نشانه رسیدن بهار

 

اونوقت یکی به من بگه اسکناسهای 5000 تومانی و حتی تراول های فلان قدری چه ارتباطی با سال نو داره

 

نمیدونم والا

 

شاید من اشتباه فکر میکنم

 

اما به نظرم رسوم اصیل رو نباید با مادیات هم بزنیم

 

راستش من خودم هم امسال هر کی خواست عیدی بده متاسفانه چیزی جز اسکناس بهم نداد

 

اما تنها کسی که بعد از سالها تونست یه عیدی واقعی بهم بده و من رو از صمیم قلب خوشحال کنه خالم و خونوادش بودن

 

واقعا جا خوردم

 

راستش من از کتبی که تاریخ ایران و تاریخ اسلام رو توضیح میدن خوشم میاد

 

اما یکی از کتبی که بیشتر از هر کتابی مثائل تاریخی رو بیان کرده قرآن هستش

 

به طوری که حتی اسم کوروش کبیر رو با احترام یا کرده

 

راستش من وقتی قرآن رو میخونم البته بیشتر سعی میکنم فارسیش رو بخونم چون من از عربی چیزی سر در نمیارم

 

خیلی جاها به سوالاتی بر میخورم

 

شاید باورتون نشه

 

عیدی که خونواده خالم بهم دادن کتاب تفسیر نمونه از آیت الله مکارم شیرازی بود

 

دقیقا شخصیتی که مرجع تقلید من هستش

 

قیمت این کتاب زیاد نیست اما به اندازه تمام عیدیهایی که تاحالا گرفتم و حتی بیشتر از اونها برام ارزش داره

 

چون من تاحالا به این فکر نیفتاده بودم که این کتاب رو تهیه کنم و خالم اینکار بزرگ رو کرد و من این رو بهترین عیدی سال 1388 قلمداد میکنم

 

راستی در اینجا از تمام کسانی که بابت تولدم که چند روز قبل بود من رو مورد محبتشون قرار دادن صمیمانه تشکر میکنم و امیدوارم

 

همیشه و همه جا سلامت و پیروز باشید و زندگی باب میلتون باشه

 

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط آرش | 23:22 | سه شنبه یازدهم فروردین 1388 •

بزرگترین مراسم در دانشگاه

سلام به همه

قبل از هر چیز از همه شما عزیزان که نزدیک به صد نفری میشید معذرت

میخوام که بر خلاف خواسته شما دوستان این مدت یعنی از ۵ بهمن تا

حالا آپ نکردم

راستش رو بخواین باید بگم من تو این مدت اصلا جای خاصی نرفتم

یا اتفاق خاصی برام رخ نداد که بخوام بنویسم

اما از دیروز تا امروز ساعت ۱۲ واقعا لحظات پر تلاطمی رو پشت سر گذاشتم

البته قضیه از چند هفته پیش شروع شد و ما باید خودمون رو آماده می کردیم

راستش حدود ۳ هفته پیش بخش فرهنگی دانشگاه بهم زنگ زد و گفت

برم که یه جلسه هستش

خلاصه من هم رفتم تازه فهمیدم به بهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

کارمون در اومدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

یعنی چی

یعنی اینکه قرار شد دانشگاه ما که بزرگترین دانشگاه در سطح شهرستانه

یه جشن بزرگ بگیرهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خوب لابد میگید جشن که بد نیست

بله منم میدونم بد نیستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اما جالب ترین نکته کار اینجا بود

کلیه دانشگاههای شهر در خرج و مخارج جشن به نسبت بزرگیشون خرج

جشن رو تقبل میکنند

حالا این یعنی چیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یعنی اینکه هر دانشگاهی برای خودش دیگه لاقل یه چند ده نفر

مهمون دعوت میکنهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

و این یعنی اینکه از ۷ دانشگاه و دانشکده های شهرمون کلی از

افراد میان مهمونی تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تازه بماند که دانشگاه پیام نور ما به تنهایی خودش بیشتر از ۸۵۰۰

نفر دانشجو داره

خلاصه اونها قرار شد یکی هر کدوم یه مبلغی و دانشگاه ما از همه بیشتر

خرج رو بپردازه و خلاصه دیگه اینکه من و تقریبا ۱۰ نفر دیگه از دوستان

شدیم متصدیان و گردانندگان این جشنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه

قصد دارم از دیروز بگذرم ، چون اگه بخوام بگم طولانی و تکراری میشهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دیروز به خوبی و بر طبق برنامه گذشتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

موند امروووووزتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من راستش رو بخواین دیشب تا دیر وقت بیدار بودم و با یه بنده خدایی از

کشور اسپانیا چت میکردمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

طرف از اون پسرای باحال روزگاره و آدم موقع چت باهاش دلش نمیاد

ازش جدا شهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من هی میگفتم خوابم داره ولی اون میگفت کجا حالا سر شبهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه سر شب اونا ۳۰/۲  ساعت از ما عقب هستشتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه با کلی کلک تونستم نزدیکای صبح ازش جدا شمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته یارو میگه شاید بیاد پیشم و یه روز منو ببره بارسلونا و حسابی

بهم خوش بگذرونهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته یارو ۲۸ سالشه و من ۲۲ سال

اما خیلی باحالهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به هر طریق امروز میتونید حدس بزنید که چی شدتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بله

خواب موندمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما نمیدونم چی شد که همه چیز بر وفق مراد پیش رفتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

قرار بود مراسم امروز ساعت ۹ شروع بشهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما نمیدونم چی شد شاید بهتره بگم به طور معجزه آسا مراسم

با نیم ساعت تاخیر شروع شد یعنی ساعت ۳۰/۹ صبحتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به هر طریق موقعی که من رسیدم دیدم سرود ملی رو خوندن

و تازه یکی از دوستان داره صدای تلاوت قرانش میادتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من هم که تازه خیالم راحت شده بود سرعت راه رفتنم رو آوردم پایین

اما توی راه نزدیک بود دلم بیاد تو دهنم

فقط یه کلمه به راننده گفتم من قرار بود ساعت ۹ فلانجا باشم

و الان ۲۰ دقیقه دیر شدهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

باورتون نمیشه سرعتش رو برد روی ۱۸۰ تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه به هر طریقی بود رسیدم جلوی در سالنی که توش مراسم بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما همش میترسیدم که معاون فرهنگیمون ضایعم کنه و بگه این

چه وقته اومدنه

اما باورم نمیشد که دقیقا سر موقع رسیده بودم و تازه مراسم میخواست

شروع بشهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به محض اینکه جدا میگم به محض اینکه پامو گذاشتم داخل سالن مراسمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

دیدم یکی از مسئولین برتر اومد طرف من و بدون سلام و احوالپرسی

از بس که عجله داشت گفت: کدومش؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

گفتم چی کدومش!!!

گفت دوربین فیلم برداری یا عکس برداری؟

منم گفتم من که فیلم بردار نیستم

همون عکس برداری رو بده ببین چه شکار

لحظه هایی کنم من امروز از جلسهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خلاصه در طول جلسه شدم عکاس باشی اما نه به میل کسیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

از فرمانده نیرو انتظامی و حراست و معامنت سیاسی و ریاست دانشگاه

و رئیس دانشگاههای دیگه و خلاصه کلی دیگه از مسئولین و جمع حاضر که

به نوبت میومدن به طرز ویژه ای عکس مینداختم که کسی از قلم نیفتهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

البته اینم بگم که این اولین و آخرین باری بود که این کار رو قبول کردمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چون واقعا روحیه خاصی می طلبهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چیزی که در طول جلسه خیلی برام جالب بود گروه شعر و آواز بودتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

همشون کوچول موچولو بودنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به دوستم گفتم برای چی از راهنمایی آوردی اینارو

گفت: آرش جان

اون رو میبینی که سیبیل در آورده

گفتم خوب

گفت اون تا پارسال بهترین تک خوان گروه بودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چون امسال به سن بلوغ رسیده و صداش کلفت شده اون یکی که

کوچولتره گذاشتم تک خوانتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

در ضمن این دوستم سال سوم رشته ادبیات هستش و پسرم هستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

قابل توجه بعضی هاتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خلاصه مراسم امروز هم به خوبی و خوشی تموم شد و خدا رو شکر که

حفظ آبرو هم برای خودمون و هم برای دانشگاهمون شدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خلاصه

بعد از پایان مراسم و خوشامد گویی و دادن هدایایی به رسم یادگاری

به عموم شرکت کننده ها و پذیرایی دیگه بقیه رو سپردم به بچه های دیگه

و اومدم بیرون از سالن و تو حیاط  دانشگاه که چشمم افتاد به جلوی در مسول

امور رایانه دانشگاه که عین مگس دور شیرینی جمع شده بودن اونجاتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

رفتم جلو ببینم چه خبره و چی شده !!

گفتند آرش جان از امروز ثبت نام ترم جدید  شروع شدهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من خوشحال شدم ولی یه سوالی ذهنم رو مشغول کردتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

من که نه تقریبا تمام بچه های دانشگاه هنوز نفری دو سه تا

نمره هامون رو دریافت نکردیم!!!!

رفتم به مسول رشته بگم

دیدم مرخصی تشریف برده

رفتم پیش یه بخشی که بهش میگن بخش دایره امتحانات که کارش

تو دانشگاه ما فقط اعلام نمرات هستش به خانم مسول رشته حقوق گفتم

من که هنوز نمرم رو نگرفتم چطور بیام انتخاب واحد کنم

نه

تو خودت رو بزار جای من

اصلا میشه

اون هم عین وزغی که چشمش به پشه افتاده باشه زل زد به من و

کر کر خندیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گفتم

میشه بعد از خندیدن جواب من رو بدی

گفت دیگه چی میخواین

واااای خداااااااااااااا

اینا چقدر مزاحم میشن

خلاصه : گفت نمیدونم

شاید دو سه ماه دیگه

گفتم حیف این دانشگاه که تو توش هستیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه همچنان عین وزغ من رو نگاه میکرد و هیچی نگفتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته فکر بد نکنید ها

طرف سن ننه من رو دارهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خلاصه

بعد از کلی تحقیق فهمیدم از ۲۳ بهمن به بعد تازه اونم شاااااید نوبت

هشتاد و پنجیها باشهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوب اینم از آپ امروزتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اما از این به بعد فکر کنم زود به زود بتونم آپ کنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تا بعد

خدا نگهدار

 

 

 

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط آرش | 16:1 | دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 •

پایان ترم

سلااااااام

راااااااااااااااااااااحت شدممممممممتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

امروز بالاخره آخرین امتحان رو دادم

حقوق تجارت بود

آخ که چقدر راحت بووووووووووووووووووودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دم طراااااح غییییییییییییییژتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

از قرار معلوم موقع طرح سوالات حسابی شاد و سرحال بوده

به هر حال این ترم هم با موفقیت سپری شد

راستش الان که دارم مینویسم چشمام اینجوریه

میدونید چرا؟

واسه اینکه از دیروز ساعت ۹ که بیدار شدم و شروع به خوندن کردم

تا ساعت ۴۵/۵ صبح امروز طول کشید

ساعت ۴۵/۵ خوابیدم و سر ساعت ۷ از خواب پریدمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

باورتون میشه از حول ساعت ۷ رو واروونه دیدم و فکر کردم ۸ صبحهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منم ساعت ۳۰/۸ امتحان داشتم

خلاصه منی که ۲ ساعت صبحونم طول میکشه ۴ ساعت آماده شدن و

۴ ساعت لباس پوشیدن ، به سرعت نور صبحونه خوردم و رفتم دانشگاهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته لباس پوشیدم بعد رفتم

خلاصه رسیدم دانشگاه هنوز آفتاب طلوع نکرده بود و دیدم غیر از من

۱۰۰ نفر بیشتر تو دانشگاه نیستنتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اونجا بود که فهمیدم به به

باید تا ۳۰/۸ توی سرما وایستم

از ۳۰/۷  تا ۳۰/۸ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه بعد از اینکه قشنگ به شکل قندیل در اومدم آقایون در سالن امتحانات

رو باز کردن و من به سرعت خودمو پرت کردم روی بخاریتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه بعد از اینکه از امتحان اومدیم بیرون تازه فهمیدم به به

چقدر راحت بودهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه بعد از کلی جک تعریف کردن با دوستان همکلاسی و خندیدن

و هورا کشیدن کمکمک رضایت دادیم که نخود نخود هرکه رود خانه خودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما توی مسیر که میومدم انقدر خسته بودم که نفهمیدم چی شد

 با آهنگ آرومی که راننده گذاشته بودکه توی ماشین خوابم بردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آقا خلاصه رسیدم شهر قشنگ خودمون

توی راه هوس کردم برم تا مغازه خدمات کامپیوتری یکی از دوستان

تا یه ده بیستا سی دی دیویدی به مناسبت جشن تموم شدن ترم

بزنه برام تا ببینم و گوش بدم و خلاصه صفاتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

میدونید چی شد؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد از اینکه این دوست بیچاره مان تمام مشتری هاشو رد کرد و

۱۰ تا دیویدی برام رایت کرد و بعد از کلی تعارف راضی شد من پولش رو بدم

میدونید چی شد؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تمام پولهام تو ماشین از جیبم افتاده بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فقط به اندازه کرایه تو جیبم مونده بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه من که از رو نرفتم کهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به دوستم گفتم من اینارو میبرم حالا بعدا میبینمتتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته من بعد از ظهر میرم و پولشو میدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما خداییش خیلی ضد حال شدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه بعد از اینکه از مغازه اومدم بیرون دیدم حوصله ندارم

گفتم پیاده برم خونه تا یه تکونی هم به بدنم بعد از این مدت داده باشمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه موقع امتحانات فقط عین مرغ می خوردم و می خوابیدم و

درس می خوندمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

توی راه دوتا از دوستای دوره پیش دانشگاهیم رو دیدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

کلی خوشحال شدم

خلاصه همین دیگه

الان دیگه دارم آخرین ذخایر انرژِم رو سر این تایپ میزارم

اگه یکم بی حال بود ببخشیدتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعدا جبران می کنمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

!! نوشته شده توسط آرش | 13:27 | شنبه پنجم بهمن 1387 •

اتفاقات جالب

سلام

دیروز واقعا اتفاقات جالبی برام افتاد

گفته بودم که تا قبل از دانشگاه به باشگاه میرفتم و رشته ام تاپ کاراته یعنی

مخلوطی از فول کنتاکت و کاراته بودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خلاصه من دیروز که از امتحان بر میگشتم و البته بعد از ۴۸ ساعت بی خوابی

کلی پکر شده بودم و قیافم شده بود عین آدمهای بی حال و جونتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دوتا از بچه های باشگاه رو دیدمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

البته بگم که اونها جفتشون متولد ۶۹ و پشت کنکوری و قهرمان خلیج فارس

و جهان هستند تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه تا این قیافه خسته من رو دیدن شروع کردن به بازخواست که چرا

خسته ایتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به هر طریقی که بود راضیشون کردم که بابا من دانشجو هستم و الان وقت

امتحاناتهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به هر حال قانع شدن اما این پایان کار نبودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اونها بهم گفتن تو باید دوباره بیای باشگاهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بهشون گفتم: آخه من رشتم حقوقهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اونهم کجا.... پیام نور ، که باید هفت تا جون داشته باشی تا

فارق التحصیل بشی تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه به هر طریقی بود تونستم از دستشون خلاص بشمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

و اما اتفاقات داخل دانشگاهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد از کلی مدت بالاخره رفقای همکلاسی دور هم جمع شدیمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد از کلی خوش و بش من از یکی از اونها پرسیدم هی رفیق ! تو چرا کتابت

با ماها فرق میکنه؟؟؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گفت مگه امروز این درس رو امتحان نداریمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بقیه بچه ها زدن زیر خنده و گفتن عجب آدم شوخی هستی توتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

طرف گفت: جدی میگم ..... مگه امروز اینو نداریمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

همه گفتن: نههههههتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یارو که البته دختر بود اول یکم ما رو نگاه کرد که ببینه دروغ میگیم یا راستتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد یهو عین بچه ها زد زیر گریهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

خلاصه من که دیدم اوضاع رمانتیک شده صحنه رو به طرف دیگه حیاط دانشگاه

ترک کردمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه اونطرف حیاط رسیدم به یکی از دوستای دیگه که سنش از

بابای من بیشترهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه دیدم چند تا از همکلاسی های خانم دور و برش رو گرفتن و دارن

ازش سوالات درسی میپرسن ، آخه طرف خیلی باهوشهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من که تازه بهشون رسیدم دیدم ، به به

یکی از همکلاسی های  خانم ترم اولیم که مدت ها بود ندیده بودمش

اونجاستصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

راستش من و اون خیلی با هم راحت بودیم اما خیلی وقت بود ندیده

بودمشتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما نمیدونم چی شد که تا منو دید انگار جن دیده رنگ از صورتش پریدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد از یه سلام و احوال کوتاه همچین غیبش زد که نفهمیدم کجا رفتتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه من تعجب کردم و بعد از امتحان از یکی از دخترای همکلاسی

که همسایشون هم هست پرسیدم از فلانی چه خبر؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اون هم سیر تا پیاز رو گذاشت کف دستمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گفت: طرف مدتها بود که از تو خوشش اومده بود و

حسابی عاشقت شده بودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

میگفت: یادت هست که آخر یکی از امتحانات اومد پیشت و منمن میکردتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اون اومده بوده از تو خواستگاری کنه ولی تو قبل از اینکه

اون حرفی بزنه اونرو مسخره کردی و راهت رو کج کردیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بهم گفت میدونی وضع مالیش چقدر خوبه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اون فقط توی حساب خودش انقدری داره که تا آخر عمر راحت زندگی کنهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما ، وقتی تو بهش بی محلی کردی ، اون به اجبار خانوادش با یکی

که دوست نداشت ازدواج کردتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

من گفتم: خدا بهش زبون داده بود می خواست بگه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 در ضمن من که نمیخوام با پول ازدواج کنمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

برای من همینقدری که بشه زندگی رو گذروند کافیه، پولش بخوره

تو ملاجشتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

در ضمن درسته که طرف هم خوشتیپه هم پولدارتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما این به من ربطی نداره که اون از من خوشش اومده یا نهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چون من اصلا به اون علاقه ای نداشتم و ندارم و فقط به چشم یه

همکلاسی نگاش میکنم نه بیشتر و شاید کمترتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

من به عشق و عاشقی اهمیت نمیدم ، میدونی چرا؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چون نمیخوام مغزم رو مشغوله این چیزا کنمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

در ضمن بهش بگو که در باره من اشتباه فکر میکرده و من به اون

علاقه ای نداشتمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نتیجه گیریتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

آدم تا موقعی که به داشتن چیزی یا کسی مطمئن نیست نباید

عاشقش بشهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته دوست داشتن بد نیست اما اگه زیاده روی کنیم و بدون شناخت

عاشق کسی بشیم ممکنه خدای نکرده بعدها بفهمیم که عشقمون

یکطرفه بوده و دیگه خیلی بد میشه و ممکنه دچار تنش های

عصبی بشیمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

البته خدا رو شکر من که تاحالا شکست عشقی نداشتمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

امیدوارم شما هم این تجربه رو بدست نیارینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

البته اگر هم خدای نکرده عاشق کسی شدین و بعدا فهمیدین که

عشقتون یک طرفه بوده ، اصلا ناراحت نشینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چون تجربه ای میشه که دیگه از این کارهای اشتباه نکنیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به امید موفقیت همه شماتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

 

!! نوشته شده توسط آرش | 20:8 | سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 •

برف و رحمت

سلام

امروز بالاخره اولین برف زمستونی اومد

کلی خوشحال شدم وقتی صبح پا شدم دیدم داره برف میاد

راستش از اون بیشتر از چیز دیگه ای خوشحال شدم

پسر خالم بعد از مدت ها   از دانشگاه ملی قم به مرخصی اومده بود

واقعا آدم فهمیده ای هستش

میدونید چرا؟

بخاطر اینکه از خودم بیشتر به فکر من هستش

قبل از قبولی دانشگاه هم و قمش شده بود قبولی من

بعد از قبولیم در رشته حقوق اولین حرفی که بهم زد میدونید چی بود؟

بهم گفت: مبادا به لیسانس اکتفا کنی

فقط به فکر ارشد باش

امروز بعد از چند ماه که ندیده بودمش وقتی سر صحبت رو از باب درس شروع کردیم میدونید بهم چی گفت؟

گفت: تو تصمیم نگرفتی که چه رشته ای ارشد شرکت کنی؟

گفتم: والا هنوز که وسط راهم ، اما اگه بشه دوست دارم حقوق جزا رو ادامه بدم

گفت : مطمئنی

گفتم: آره چطور مگه؟

گفت: تا هفته بعد تمام منابعی که لازم داری رو برات تهیه می کنم

تو فقط بشین بخون تا انشاءلله حتما ارشد قبول شی

گفتم: من هنوز سال سوم لیسانس هستم

گفت: تو شروع کن به خوندن هر جا که مشکل داشتی به خودم بگو بهت کمک کنم

واقعا انرژی گرفتم

میگم چقدر خوبه که آدم یه همچین کسایی دور و برش باشن

البته خودش داره برای ارشد مترجمی زبان عربی میخونه و همین ترم گذشته آخرین ترمش بود

واقعا این بهترین اتفاقی بود که توی این چند روز برام افتاد

به دو علت: اول اینکه من به پسر خالم علاقه دارم و بعد از مدت ها دیدمش

و دوم اینکه بعد از مدت ها دوباره یه انرژی مثبتی بهم وارد شد و منو به خودم آورد تا با جدیت بیشتری بخونم

 

!! نوشته شده توسط آرش | 16:29 | شنبه بیست و یکم دی 1387 •

الهم عجل لولیک الفرج

دنبال تو گشتم گل نرگس همه جارا

بر دار برد عشق تو آخر سر ما را

بردی دل مارا ، دل مارا

الهم عجل لولیک الفرج

!! نوشته شده توسط آرش | 1:12 | جمعه بیستم دی 1387 •
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1
a href="http://www.naziloo3.blogfa.com" target="_blank">Image and video hosting by TinyPic